محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

235

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

دستهايشان نوشته است و واى بر ايشان از گناهانى كه مرتكب مىشوند و از داراييهايى كه از راههاى ناروا به دست مىآورند » ( 7 ) ( 1 ) يهود و مشركان قريش و ديگر ناباوران دين اسلام ، از رهگذر انديشهء ناپاك و كارهاى ناروا ، در خور آن گشتند كه دشمنان خدا و پيامبر او به شمار آيند و يكباره به پيكار با حق برخيزند و ياور دشمنان من باشند و به همين جهت ، در شمار دشمنان خدا و پيامبر خدا و مؤمنان نيك كردار ، قرار گيرند . در صورتى كه رفتار ترسايان به دليل دلبستگى به نگاهداشت پيمان و شناخت حقّ من و به خاطر نگاهبانى از تعهداتى كه با پذيرفتن آنها از يكديگر جدا گشتيم ، يكپارچه با رفتار يهود و مشركان قريش ناهماهنگ بود . و به سبب يارى كردن به فرستادگان من كه در پيرامون مرزها استوارند ، شايستهء مهربانى و دوستى من و وفادارى من نسبت به پيمانى كه با ايشان بستم و آن را از سوى خويش در شرق و غرب زمين به همهء مسلمانان اعطا نمودم ، گشتند . نيز در زمان حيات خويش و پس از مرگم ، تا آنگاه كه اسلام بر جاى و بالنده و دعوت حق و ايمان آشكار است ، ترسايان در پناه من خواهند بود . رعايت اين پيمان من ، تا آنگاه كه دريايى صوفه‌اى ( 8 ) را تر سازد ، از آسمان قطره‌اى فرو بارد ، از زمين گياهى رويد و ستارگان در آسمان بدرخشند و مسافران روشنايى بامداد را ببينند ، براى هميشه بر همهء مسلمانان و مؤمنان ، لازم است . هيچ كس نبايد آن را بشكند و يا آن را دگرگون سازد ؛ چيزى از آن بكاهد يا چيزى بر آن بيفزايد ؛ زيرا كه افزودن بر آن ، پيمان مرا تباه مىسازد ؛ و كاستن از آن ، تعهّد مرا در هم مىشكند . بر من شايسته است پيمانى را كه از جان پذيرفته‌ام ، به كار بندم . هر يك از پيروان من در به كار بستن اين پيمان ، با من به مخالفت برخيزد ؛ و هر كس پيمان خدا را بگسلد ، حجّت پروردگار به زيان وى خواهد بود . « تنها خداوند براى گواهى بس است » ( 9 ) . ( 2 ) سبب نگارش اين پيمان‌نامه آنست كه سه تن از ياران ( پيامبر ) از وى خواستند كه براى همهء ترسايان امان‌نامه و پيمانى از سوى مسلمانان بنويسد كه ايشان را در عمل به محتواى پيمانى كه با نصرانيان بسته‌اند ، استوارتر دارد ؛ و من آن را از سوى خود به ايشان دادم ( 10 ) . دوست داشتم كه اين پيمان را با نصرانيانى كه چون من پاكدل‌اند و در همهء مرز و بوم تازيان ، از آزار رساندن به من و پيروانم خوددارى مىكنند ، به كمال رسانم و آن را بگونه‌اى لازم الاجرا و به كار گرفتنى سازم كه مسلمانان و مؤمنان ، لزوما آن را به كار بندند . از اين رو سران مسلمانان و برترين ياران خود را گرد هم آوردم و آنچه را كه ترسايان مىخواستند ، بر خود به تأكيد پذيرفتم و نوشته‌اى را براى آنان نوشتم كه نزد اعقاب مسلمانان ، اعم از پادشاه و جز پادشاه ، بر جاى ماند . بىگمان ، فرمانروا وظيفه دارد كه بر پايهء فرمان من كار كند ، تا هماهنگ با حقّ وفادارى ، آن را به كار گيرد ؛ و كسى را كه [ خواستار ] پيمان من و به كار بستن امان نامهء من باشد ، به همكارى خود برگزيند تا ناديده